یا فاطمه الزهرا سلام الله علیها

پیام حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مُدّ ظِلّه العالی در آستانه مبارک دهه فجر

 

Ayatollah Makarem Shirazi

 

« بسم الله الرّحمن الرّحیم »

       به استقبال دهه ی فجر ، دهه ی انقلاب اسلامی می رویم . بحمد الله اوضاع آرام است و برای حفظ این آرامش باید تلاش کرد مخصوصاً در ایام دهه ی فجر که در واقع دهه ی فجر تولد نظام جمهوری اسلامی است باید آرامش از سوی تمام علاقه مندان به نظام حفظ شود . رسانه هاو جرائد از مسائل تفرقه انگیر پرهیز کنند و همگی دست به دست هم بدهند تا به خواست خدا روز تاریخی انقلاب ٢٢ بهمن با شکوه تر از هر سال برگزار شود و باید بدانیم هرگز در نا آرامی هیچ مشکلی حل نمی شود بلکه بر حجم شکلات افزوده خواهد شد .

        انتقاد منطقی رمز پیشرفت جامعه است ولی باید توجه داشت انتقاد منطقی تنها در فضای آرام مؤثر خواهد بود. ما نظام اسلامی را را به قیمت خون های پاک شهیدان ، مشکلات عظیم جانبازان و آزادگان و حصر و تبعید بزرگان دین و کشور به دست آورده ایم و باید از آن با جان و دل پاسداری کنیم و از آنچه اسیب به آن می رساند ، بپرهیزیم .

      از یک سو امروز دولت و مجلس دست به کاری زده اند که خودشان می گویند یک جراحی بزرگ و سر نوشت ساز اقتصادی است  که اگر مدیریت صحیح و دقیق در آن نباشد خطر آفرین است ، آیا می شود بدون فضای آرام این جراحی بزرگ را انجام داد ؟

       به علاوه رسانه های خارجی که زبان سر دمداران کشورهای سلطه گر و زورگو هستند همگی یکصدا از بر اندازی نظام سخن می گویند و به یقین آنها در تلاشهای خود ناکام خواهند شد ولی وفاداران نظام باید مراقب شیطنت های آنها باشند . کاری نکنند که دشمن شاد شود.

       از سوی دیگر ما  مسئله ی مهم انرژی صلح آمیز اتمی را در پیش داریم که دشمن می خواهد این علم و دانش را از ما بگیرد و ابهت ما را بشکند و ما را وابسته به خود کند و از طریق تحریم ها ما را تحت فشار قرار دهد . برای خنثی کردن نقشه های دشمنان و در هم شکستن تؤطئه های آنها قبل از هر چیز نیاز به وحدت کلمه و هوشیاری و تدبر داریم . از خداوند بزرگ می خواهیم که هوشیاری کامل به همه ی ما در این لحظات حساس بدهد .       ٧ / ١١/ ٨٨

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/٧ توسط سید مرتضی

سلسله مبحث

 

 

« ولایت فقیه »

مقدمه:

«« دوستان و سروران گرامی و اساتید بزرگوار ، چون این مسئله  بسیار دقیق ، حساس ، وپر حاشیه وکلیدی است ، خواهشمند است که از نظرات پر محتوی ، مستند و مستدل خود ما را در تفهیم عمومی این واژه یاری فرمایید. لازم به یاد آوریست از نظرات  یکی از محققین که در این باره تحقیقات ارزشمندی داشته نیز استفاده میگردد و به پرسشهای دوستان در حین بحث و گفتگو پاسخ داده خواهد شد .»»

.....................................................................................................................(١)

 

" ولایت " در لغت { به فتح  و کسر واو} :

 

        « حبّ و دوستی» ، « نصرت و یاری » ، « متابعت و پیروی » و« سرپرستی» استعمال شده که وجه مشترک همه ی این معانی، همان قرب معنوی است .

 

مقصود از واژه ی  " ولایت "  در اصطلاح : 

 

سرپرستی می باشد ( که خود بر سه قسمت است : ١ـ ولایت تکوینی ٢ـ ولایت بر تشریع ٣ـ ولایت در تشریع  یا  ولایت تشریعی  یا ولایت اعتباری  { که خود بر دو قسم است : أ ـ ولایت بر محجوران ومردگان ، ب ـ  ولایت برجامعه خردمندان ،. ولایت فقیه از این قسم است .} (دقت کنید)


در واقع ولی ِ مطلق خداست . یعنی هیچ فردی از انسانها بر هیچ فرد دیگری ولایت ندارد مگر اینکه از سوی خداوند تعیین گشته باشد .

 

" فقیه " کیست ؟

 

مقصود از فقیه در بحث ولایت فقیه ، مجتهد جامع الشرایط است نه هر کس که فقه خوانده باشد . فقیه جامع الشرایط باید دارای سه ویژگی باشد : ١) اجتهاد مطلق ٢) عدالت مطلق ٣) قدرت مدریت و استعداد رهبری  

........................................................................................................................(٢)

 

 منظور از " مطلقه " یا " مشروطه "  بودن این ولایت چیست ؟

 

" مطلقه " بودن بدین معناست که کلیه وظایف و اختیاراتی که پیامبر صّلی الله علیه و آله و سّلم در عرصه حکومت و اداره ی جامعه دارد ، همان وظایف واختیارات را هم ولی فقیه دارا می باشد . [ البته باید توجه داشت که هیچ انسانی از حیث مقامات و کمالات معنوی به درجه معصوم نیست  واین ولایت صرفا یک وظیفه و تکلیف است نه مقام و فضیلت .(دقت کنید)]

بطور مثال : پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم  کسی که مرتکب قتل عمد شده را قصاص می کند حضرت امیر علیه السلام نیز وقتی که والی حکومت شد همان حکم را جاری می کند ، ولی ِ فقیه هم که متولی حکومت شد همان حکم را اجراء می کند . این طور نیست که  حضرت امیر علیه السلام بگوید من که مقامم از پیامبر صلی الله علیه و آله که کمتر است پس من مجازات کمتری را برای این شخص ( مثلا حبس ابد) در نظر بگیرم و ولی ِ فقیه هم بگوید من که مقامم به مراتب کمتر از معصوم است پس مجازات کمتری را برای این شخص ( مثلا ده سال حبس) در نظر بگیرم ، این طور نیست بلکه این یک تکلیف است و هر کسی که در این منصب قرار گرفت همان وظیفه ای را دارد که رسول الله صلی الله علیه و آله داراست.

 

" مشروطه " : البته نه مشروطه به معنای فعلی آن که تصویب قوانین تابع آراء اشخاص و اکثریت باشد. مشروط از این جهت که حکومت کنندگان در اجرا و اداره مقید به یک مجموعه شرط هستند که در قرآن کریم و سنّت رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم معین گشته است . مجموعه شرط ، همان احکام و قوانین اسلام است که باید رعایت و اجرا شود . پس از شرایط عامه مثل عقل و تدبیر و... دو شرط اساسی وجود دارد که عبارتند از : (١) علم به قانون [مجتهد مطلق] (٢) عدالت [مطلق]

 

.....................................................................................................................(٣)

                          

بحث ولایت فقیه در حقیقت ، حاکمیت قانون است و حکومت برای تنظیم امور جامعه است و موضوع ولایت فقیه مأموریت و انجام وظیفه است . عهده دارشدن حکومت فی حد ذاته شأن و مقام نیست بلکه وسیله ی انجام وظیفه ی احکام و برقراری نظام عادلانه اسلام است . چون حکومت اسلام حکومت قانون است ، قانون شناسان و از آن بالاتر دین شناسان و فقها باید متصدی آن باشند .نباید بگذارند قوانین اسلام معطل بماند و یا در اجرای آن کم و زیاد شدو . اگر فقیهی  برخلاف موازین اسلام کاری انجام داد ، خود بخود از حکومت منعزل است ، زیرا امانت داری ساقط شده . حاکم در حقیقت قانون است . همه در امان قانونند و در پناه قانون اسلامند . مردم و مسلمانان در دائره ی مقررات شرعی آزادند . یعنی بعد از آنکه طبق مقررات شرعی عمل کردند کسی حق ندارد بگوید اینجا بنشین یا آنجا برو .  {ولایت فقیه امام ره  ص٩۴}


مدار ولایت فقیه

 

آنچه مدار ولایت تشریعی والیان دینی است ، همان شئون و امور جامعه است نه خود ذوات انسانی . زیرا ظاهر آیه ی ۵٩ سوره ی نساء این است که رهبران الهی ، ولی امر امت هستند نه ولی گوهر هستی آنها و نهج البلاغه خطبه ی ١٧٣/پند ١ هم اشاره به همین امر دارد .

پس دو رکن رصین را هماره باید در مرئی و مسمع قرار داد : اول : محور ملایت فقیه عادل شأن جامعه ی اسلامی است نه ذوات مردم و گوهر هستی آنها . دوم : مدار ولایت فقیه عادل ،‌ شأن تمام افراد جامعه حتی خود فقیه عادل است  .

     بنابر آنچه گذشت ولایت فقیه ولایت مدیریتی بر جامعه ی اسلامی است که به منظور اجرای احکام و تحقق ارزشهای دینی و شکوفا ساختن استعدادهای افراد جامعه و رساندن آنان  به کمال و تعالی در خور خویش صورت می گیرد . 

 

.....................................................................................................................(۴)


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱٠/۱۳ توسط سید مرتضی
باسمه تعالی

بیانیه حضرت آیة الله العظمی مکارم شیرازی(مدّ ظلّه العالی)

به مناسبت حوادث دردناک عاشورای تهران

 


       روز عاشورا در حالی که مردم کشور ما از کوچک و بزرگ ، مرد و زن در آتش عشق حسینی می سوختند و ناله های عاشقانه سر می دادند و در هر کوی و برزن به سوگ نشسته بودند و با نظم و خلوص نیت مشغول عزاداری و نوحه سرائی بودند گروهی از مغرضان به خیابانها ریختند و قداست مراسم حسینی را که عامل وحدت صفوف همه ملت است شکستند ، نخست به شعارهای ساختار شکن پرداختند و سپس اقدام به تخریب اموال مردم و آتش زدن آنها نمودند .
       ما بارها گفته ایم غیر از جناح های سیاسی وفا دار به نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی گروهی خرابکار و مزدور بیگانه در میان صفوف مردم رخنه کرده اند که هدف آنها فقط ویران کردن کشور و تجزیه آن و سپردن به دست بیگانگان است که قطعا با هوشیاری وفا داران به اسلام و نظام هرگز به اهداف شوم خود نخواهند رسید.
        اطلاعات موثق و دقیقی به ما رسیده که آنها ، جدایی حکومت را از اسلام تبلیغ می کنند و حتی بعضا به مقام شامخ سالار شهیدان و عزادارانش اهانت کرده اند.
        انتظار ما این است که اولاً : تمام جناح های سیاسی معتقد به نظام اسلامی این ساختار شکنی و هتک احترام را تقبیح و محکوم کنند.
        و ثانیاً : بیش از این بر طبل اختلاف نکوبند ، زیرا: دشمن در کمین نشسته و سلاح خود را تیز کرده و پیوسته تهدید می کند و هر درگیری رخ دهد فریاد شادی سر می دهند ، آیا عقل اجازه می دهد دشمن را شاد کنیم ؟
        من معتقدم اختلافات کنونی راه حل مسالمت آمیز و عاقلانه دارد که باعث عظمت و قدرت بیشتر کشور ماست . چرا به آن نمی اندیشید ؟
        از دولتمردان نیز انتظار داریم در برنامه های خود بیشتر دقت کنند و بهانه به دست مخالفان نظام در داخل و خارج ندهند . خداوند همه را به راه راست هدایت فرماید .

قم ــ ناصر مکارم شیرازی
١٣٨٨/١٠/٨        



نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱٠/۸ توسط سید مرتضی

حکیمی فرمود :

       بد بخت کسی است که دین خود را برای دنیایش بفروشد و بد بخت تر و ذلیل تر از او کسی است که دین خود را برای دنیای دیگری بفروشد !

در زمان فتنه گروه سومی هم وجود دارد که در اقلیت هستند و آنان کسانی هستند که چون کوه استوارند و مصداق روایت معروف امام صادق علیه السلام اند که فرمودند : در آخر الزمان ، نگه داشتن زغال روشن در دست آسان تر از حفظ دین است !

«  ربّنا افرغ علینا صبرا و ثبّت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین »


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱٠/٧ توسط سید مرتضی

یه کسی گفت که: آقا مگه میشه یه نفر در مقابل یه لشکر مسلح و سنگدل بایسته و هیچ ترسی توی دلش نباشه ؟ مثلا حضرت عباس ، یه تنه در میان اون همه نظامی بیرحم  رفت بدون هیچ ترسی ! مگه میشه ؟

یکی از دوستان بلا فاصله جوابش رو این طور داد:

 

گفتا که خموشیده ، رجوع کن تو ز گفتار           شیری نهراسیده ز دشتی پُر کفتار!




نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱٠/٤ توسط سید مرتضی

 

قال رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم:

 

مَثَلُ اَهلِ بَیتی کَمَثَلِ سَفینةِ نوحٍ ، مَن رَکِبَها نَجی وَ مَن تََخَلَّفَ عَنها غَرَقَ


َمثل اهل بیت من ، َمثل کشتی نوح علیه السلام است هر کسی سوار بر آن شد نجات یافت و

 

هرکس از آن دوری جست غرق شد.



نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/٢٥ توسط سید مرتضی

فتنه ـــ فتنه ـــ فتنه ـــ....

« چون فتنه را درست اجرا نکردی صد مرتبه از روش بنویس تا ملکه نفسانی وجودت بشه !...»

به نظر شما فتنه چیه و راه مقابله با اون چی می تونه باشه ؟؟

به نظر شما فتنه ی امروز جامعه ما چیه و مسبب آن کیه ؟

به نظر شما بعد از اینکه عاملین فتنه شناسایی شدن ، باید با اونا چی کار کرد ؟

به نظر شما ...

اینها سؤالتیه که افکار عمومی هم میهنان عزیزمون رو در سراسر دنیا به خودش مشغول کرده ومعلوم هم نیست که چقدر زمان میبره که با جواب دادن به این سؤالات این آرامش روانی به افکار همه برگرده ؟

شاید هم بنا نیست که تا آخر دنیا کسی در آرامش مطلق باشه آخه میدونین چرا ؟ چون اسم دنیا رو گذاشتن دنیا چون که دنی است ، پست است ، و هر کی که به اون دل ببنده مثل خودش میشه . 

من فکر میکنم برای دفع فتنه بایستی دنبال حقیقت بود نه واقعیت  چونکه هر وقت واقعیت از حقیقت فاصله گرفت ، تبدیل به فتنه شد . اما اگه حقیقت توی جامعه تحقق پیدا کنه اون جامعه می شه مدینه ی فاضله !


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/٢٢ توسط سید مرتضی
«اعمال روز غدیر»

فضیلت این روز :


روز هجدهم ذی حجه ، یاد آور روز مهمی در تاریخ است . روزی است که رسول خدا صلی الله علیه وآله ، پس از انجام حج در سال دهم هجری ، به هنگام مراجعت به مدینه ، مردم را در وادی غدیر جمع کرد و فرمان خدا یعنی نصب علی علیه السلام به امامت و ولایت بر امت را به آنان ابلاغ کرد . وآنجا بود که آیه ی (( اَلیَومَ اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم ، وَ اَتمَمتُ عَلَیکُم نِعمَتی ، وَرَضیتُ لَکُمُ الاِسلامَ دیناً)[سوره مائده/آیه سه] نازل شد . و خداوند با برگزیدن امام علی علیه السلام به امامت امت ، دین اسلام را کامل گردانید و دشمنان را نا امید و مأیوس ساخت . این روز را باید به حق از عظیم ترین اعیاد نامید . در روایتی از امام رضا علیه السلام می خوانیم که فرمود : « در روز قیامت ، چهار روز را زینت بسته و به نزد عرش الهی آورند : روز عید اضحی( قربان )،روز عید فطر ، روز جمعه و روز عید غدیر . ولی در آن میان ، روزعید غدیر از نظر زیبایی ، مانند ماه است میان ستارگان ! »
در همان روایت از این روز، به عنوان « عید اکبر » یاد شده است . روزی که گناهان شیعیان (توبه کار) امیر المؤمنان علیه السلام بخشیده می شود و این روز ، روز شادی و سرور است . روزی است که تبسّم بر چهره مؤمنان نقش می بندد .

اعمال روز غدیر:
برای این روز اعمال متعددی روایت شده است :


1) روزه گرفتن ، که به روایت امام صادق علیه السلام برابر روزه شصت ماه ! شمرده شده و در روایتی دیگر، کفّاره شصت سال!


2) غسل کردن


3) احسان ونیکی به برادران مؤمن . در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است که فرمود:این روز روز عبادت است ، و روز اطعام و نیکی کردن و احسان به برادران دینی است . در روایتی دیگر امام رضا علیه السلام فرمود: کسی که این روز به خانواده و برادران مؤمن خود ، توسعه در رزق و بخششها و انفاقها دهد خدا وند روزی او را زیاد می گرداند.


4) زیارت حضرت امیر المؤمنان در این روز بسیار بافضیلت است . زیارات متعددی نقل شده که معروف ترین آن ، زیارت « امین الله » است و همچنین زیارت مخصوصه حضرت امیر علیه السلام در روز غدیر می باشد .


5) تبریک گفتن به یکدیگر . مناسب است مؤمنان وقتی به یکدیگر می رسند این جملات را بگویند:« اَلحَمدُ للهِ الّذی جََعَلَنَا مِنَ المُتَمَسِّکینَ بولایةِ عَلی بن اَبی طالبٍ وَ الاَئِمَةِالمَعصُومینَ عَلَیهِمُ السَّلام »


6) دعای ندبه خواندن


7) دورکعت نماز ، در هررکعت بعد از قرائت حمد، ده مرتبه سوره توحید(قل هو الله احد) ، ده مرتبه آیة الکرسی ، ده مرتبه سوره قدر( انّا انزلناه فی لیلة القدر)


8) عهد اخوت ( برادری)[ شرح آن در کتاب مفاتیح ، بخش اعمال عید غدیر آمده است.]


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱٤ توسط سید مرتضی

 

 اَلحَمدُ للهِ الّذی جََعَلَنَا مِنَ المُتَمَسِّکینَ بولایةِ عَلی بن اَبی طالبٍ وَ الاَئِمَةِالمَعصُومینَ


عَلَیهِمُ السَّلامُ

 

ای خمّاران که جملگی مدهوشید        ساغر شکنید و باده از خــُم نوشید

  امروز خداست ساقی میـکده هـا          لـبیک بگویـــید و چـــرا خامـــوشید


اسعد الله ایامکم


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱٠ توسط سید مرتضی

 « عرفه » گرچه نام کوهی است در نزدیکی مکّه که حاجیان روز نهم ماه ذی حجه در آنجا حضور پیدا می کنند  و اعمال مخصوصی را در آنجا بجا می آورند ،  اما تعبیر عارفانه ای هم دارد . عَرَفَ یعنی شناخت . تا حاجی به عرفه نرود و معرفت پیدا نکند فردای آن روز که روز قربان است چه چیزی را و برای چه کسی قربانی می کند؟ تا خود را ، خدای خود را نشناسد ، این نفس اماره ی به بدی ها و زشتی ها و پلیدی ها را برای چه و برای که قربانی می کند ؟ و آیا قربانی می کند ؟! 

معرفت ، از مقوله ی تشکیک است  که دارای شدت و ضعف می باشد . اگر معیار معرفت آن چیزی باشد که امام حسین علیه السلام در دعای روز عرفه بیان می دارند که اوج و نهایت معرفت است ، وای بر همچو من که حجاب و غبار غفلت ، بینش و بصرش را پوشانده است و جز زیور آلاتی را که دشمن قسم خورده انسان ، شیطان رجیم  به چشمان طالبان دنیا زیبا جلوه داده است ، وجه دیگری را نمی بیند والبته حال کسانی که نفس ذکیه ی خویش را در قربان گاه ، به پای شیطان  سر می بُرند ، نشان ازعمق بی معرفتی نه ، که ، نشان از بزرگی جهل او دارد . واینجاست که خدای متعال در اوج  مجد و عظمت و بزرگی، مظلوم واقع می شود و باید عارفان و عاشقان و آزادگان عالم، از این ظلمی که در حق خدا شد دفاع کنند .

چو چشمانتان شوق باران گرفت                نگاهی به قلب بیابان کنید ....

 

" التماس دعا "

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/٤ توسط سید مرتضی

 

 

ای که سبو از خُم تو جاری است                   سنگ دلم نام تو حجّاری است

نا م خوشــت  ذکر لبــم هر زمان                   وقت نگشته که کنی رخ عیـان

مـــن به امیـــد رخ تــــو زنــده ام                   ور نه هـمان بنـده شرمنـده ام

 


 


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱ توسط سید مرتضی

 

غربت شمع اینقدر زیاده که آدم بادرک آون بغضش می گیره و دوست داره مثل بچه کوچیک بشینه و زار زار گریه کنه !

همه ی  تلاشش اینه که ظلمت اطرافش رو با تمام وجود  روشن کنه و اصلا به این فکر نمی کنه که این کار به قیمت از دست دادن جونش تموم میشه

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۸/٢٢ توسط سید مرتضی

تاحالا اسم حکم غیابی به گوشتون خورده ؟ قاضی حکم کنه ، متشاکی حضور داشته باشه ، ولی از متهم ...؟

بعضی از دوستان در وهله اول مطلبی رو که دوست دارن بشنون رو خوب پردازش میکنن بعد اون مطلب میشه اصل. اونوقت می بینن که چه کسانی با نظرش همسویی دارن ، اینها هم میشن شاهد. حالا که موضوع هست ، محمول هم وجود که داره می مونه حکم که خود شخص در مقام قاضی می شینه و همه چیز برای محاکمه وجود داره الا متهم که اونم مهم نیست که بخواد حضور داشته باشه چون تمام قرائن علیه اونه . پس لزومی نداره که بیاد از خودش دفاع کنه که مبادا خدای ناخواسته ، نعوذ بالله چینش محاکمه رو که با زحمت تنظیم شده ، بهم بزنه.! 

تابه حال فکر کردید ممکنه حکمی که صادر میکنین اشتباه از آب در بیاد ؟ اگه بگید نه ، که هیچی ! همین الان خودتون رو توی جهنم ببینید و اگه بگید بله ، این همون چیزی است که یک قاضی رو وجدانا موظف می کنه برای حکم دادن ، تا جایی که راه داره وسیع نگر باشه تا خدای نکرده قاضی رو بازی ندن .

نتیجه این مقدمه :

دوستان سبز یا آبی یا تغییری و یا سه رنگی ! همه ما نسبت به موضوعات و محمولاتی که در این ایام گریبان گیر کشور عزیزمان شده است ، حکم همان قاضی را داریم . مبادا یه طرفه به قاضی برویم به امید اینکه راضی برگردیم . نه ! که اگر در این معرکه به این نیت برویم به جای اینکه راضی برگردیم بازی میخوریم. در تمام این گروه ها افراد افراطی وجود دارن که اجازه درست اندیشیدن را از همه می گیرن و می خواهند طرف مقابل از مواضع خود کوتاه بیان و این فکر هرگز اجازه « وحدت » که خواست و نیاز امروز جامعه ما هست را به هیچ طیفی نمی دهد. و این یعنی حکم کردن غلط یا تن دادن به حکم غلط که به قول امام حسین علیه السلام : نه ظلم کنید و نه پذیرای ظلم باشید


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۸/۱٩ توسط سید مرتضی

 

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم

والّذین جاهدوا فینا لَنَهدینَّهم سُبُلَنا و إن اللّه لَمَع المحسنین (۶٩/ عنکبوت)


امام على بن موسى الرضا (علیهماالسلام ) از امیر مؤ منان على (علیه السلام ) چنین نقل مى کند که هنگامى که حضرت ، مشغول خطبه بود و مردم را تشویق به جهاد مى کرد، جوانى برخاست و عرض کرد: اى امیر مؤ منان ! فضیلت جنگجویان در راه خدا را براى من تشریح کن امام در پاسخ فرمود: من بر مرکب پیغمبر صلى اللّه علیه و آله و پشت سر آن حضرت سوار بودم و از غزوه ذات السلاسل برمى گشتیم همین سؤالى را که تو از من نمودى من از پیامبر صلى اللّه علیه و آله کردم . پیامبر صلى اللّه علیه و آله فرمود: هنگامى که جنگجویان ، تصمیم بر شرکت در میدان جهاد مى گیرند خداوند آزادى از آتش دوزخ را براى آنها مقرر میدارد. و هنگامى که سلاح بر میدارند و آماده میدان مى شوند فرشتگان بوجود آنها افتخار مى کنند. و هنگامى که همسر و فرزند و بستگان آنها با آنها خداحافظى مى کنند، از گناهان خود خارج مى شوند… از این موقع آنها هیچ کارى نمیکنند مگر اینکه پاداش آن ، مضاعف مى گردد و در برابر هر روز، پاداش عبادت هزار عابد براى آنها نوشته مى شود… و هنگامى که با دشمنان روبرو مى شوند، مردم عالم ، نمیتوانند میزان ثواب آنها را درک کنند. و هنگامى که گام به میدان براى نبرد بگذارند و نیزه ها و تیرها رد و بدل شود، و جنگ تن بتن شروع گردد، فرشتگان با پر و بال خود اطراف آنها را مى گیرند و از خدا تقاضا مى کنند که در میدان ، ثابت قدم باشند، در این هنگام منادى صدا میزند الجنة تحت ظلال السیوف : بهشت در سایه شمشیرها است ، در این هنگام ضربات دشمن بر پیکر شهید، ساده تر و گواراتر از نوشیدن آب خنک در روز گرم تابستان است . و هنگامى که شهید از مرکب فرو مى غلطد، هنوز به زمین نرسیده ، حوریان بهشتى به استقبال او مى شتابند و نعمتهاى بزرگ معنوى و مادى که خدا براى او فراهم ساخته است ، براى او شرح مى دهند. و هنگامى که شهید بروى زمین قرار مى گیرد، زمین مى گوید: آفرین بر روح پاکیزه اى که از بدن پاکیزه پرواز مى کند، بشارت باد بر تو، ان لک ما لا عین راءت و لا اذن سمعت و لا خطر على قلب بشر: نعمتهائى در انتظار تو است که هیچ چشمى ندیده و هیچ گوشى نشنیده و بر قلب هیچ انسانى خطور نکرده است و خداوند مى فرماید: من سرپرست بازماندگان اویم ، هر کس آنها را خشنود کند مرا خشنود کرده است و هر کس آنها را بخشم آورد مرا بخشم آورده است.                                              تفسیر نمونه /ج3 / آیه 169 / آل عمران


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۸/۱٧ توسط سید مرتضی
" بسمه تعالی"
« الفبای طلبگی»
هر که " الفبای طلبگی" را نداند، دچار : جهل مرکب" می شود و هر که با زیر و زبر" آیات علم" و " سوره های معرفت" بیگانه باشد، قرائتش غلط خواهد شد. پس باب اول کتاب حوزه ، آموختن این الفبا وآشنایی با حرکات و سکنات این فرهنگ است تا " طلبه" از" طلبه نما " متمایز شود.
طلاب واقعی که مطلوب خلق و محبوب خالقند. آنان که در مدرسه دین ،"ابجد"یقین می خوانند و در مدرسه عترت ، عزت می آموزند و در مکتب قرآن ، مشق عرفان می نویسند.
زندگیشان عطف به مبداء است و وصل به معاد. با نفی خود اثبات خدا می کنند و غرور را از نفس خویش جدا. در محرمات ، اهل توقفند و در شبهات اهل احتیاط. ضمیر خود را در افق تقوی ظاهر می سازند و با شهرت و نام ، خود را گمنام نمی کنند. و با پست ومقام و چند سلام ، پشت به حوزه و قم نمی کنند.
" معانی " نخوانده به " بیان " نمی پردازند .به "جرح و تعدیل" نفس مشغولند و هر روز عمر خود را " تجزیه و ترکیب " می کنند. افعالشان بی حرف " عله " ، به " مصدر" خلوص بر می گردد. اسمشان " مبنی بر فتح " است و" فعلشان لازم" و " حرفشان جازم" .
نه در حرف منفی بافند ، نه در ادعا اهل لاف و گزاف. نه در جای " وقف " ، "حرکت " می کنند و نه در جای " حرکت " اهل " وقفند" .
از معتکفان حجره ی " لم و لمّا " بیزارند و از سایه نشینان " لیسَ و لا" بر کنار." مشتق" اند اما از علم ، "جامد" اند اما بر دین، " اجوف " اند اما از ریا ،" ناقص" اند اما از رذائل ، " مجرد" اند اما از تعلقات ، " مزید" اند اما در فضائل.
با عینک " بصیرت " ، کتاب نفس را مرور می کنند ، با ذرّه بین " محاسبه " عیوب خود را می یابند و با قلم " تهذیب" خطاها را اصلاح می کنند. به " حجیت خبر ظاهر" قائلند اما از باطن خود غافل نمی شوند، حاشیه می خوانند اما در متن اند، هم آشنا به " اشاره " اند هم " کنایه" ، هم اهل " رسالتند" هم " رساله " ، هم صاحب " کفایت " اند و هم " کفایه" ، هم اجازه " جهاد " می گیرند و هم اجازه " اجتهاد".
" ماهیت " را فدای " وجود" نمی کنند، بر متن دین حاشیه نمی زنند و فروع نفسانیات را بر اصول الهیات بر می گردانند. نه در عرصه جرّ و بحث ، مجرور جدل می شوندو نه از خط اصل نسخه بدل. از محکمات دین طفره نمی روند و در متشابهات دل ، سر گردان نمی شوند. نه " وسائل " را وسیله دنیا می کنند و نه " مکاسب " را دکان کسب می سازند.نه در " شعر " قافیه خلوص را می بازند و نه در " خطابه " قول بلا عمل دارند.نه در " تألیف"به تفرقه می افتند و نه در" تحقیق" از حق دور می شوند . نه در فکر دچار " دور و تسلسل" اند ونه در عمل اسیر جهل و تغافل.
"صرفشان" حرف را از معا د میزنند و "نحوشان"صرف آخرت میشود. "کلامشان" تجریدی است و " فلسفه شان" صدرایی. "فقهشان" جواهری است و" اصولشان" رسائلی. " منطقشان" عاشورایی است و حماسه شان حسینی و عرفانشان سجادی . " بدیعشان" بدعت ستیز است و " بیانشان" شبهه سوز. از" بدایه" حکمت ، تا " نهایه " حکومت در خط امام و ولایت اند . از " مقدمات " فراتر می روند ، از " سطح" به عمق می رسند و در "خارج " به داخل می اندیشند.
هم حجره "حال "اند و هم بحث " اشتغال" . بیش از "مدرک" به "درک" می اندیشند و بیش از " مدارج" به " معارج". درسشان " تکلیف "است وامتحانشان " جهاد " و قبولی شان " شهادت ".
اینها گوشه ای از الفبای طلبگی است. خدایا ! ما را با الفبای طلبگی آشنا بگردان." عَرَض " هایمان را " جوهر" کن." مفرد"هایمان را" جمع" بگردان. انقلابیون ما را" مقدس " و" مفید" کن و مدرّسانمان را چون " مدرّس" و " شهید".خدایا! تا ما را اهل " ضمیر"نکرده ای " ظاهر " نکن.
آمین یا رب العالمین
جواد محدثی/افق حوزه / ش 204


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۸/۱۱ توسط سید مرتضی

  توی سایت این روزها خبر ضرب و شتم آقای کروبی در وبلاگهای موافق و مخالف نظام  ، پیچیده است . در یه عکسی محافظ وی به جهت اینکه جمعیت را متفرق کند دست به اسلحه شده بود  و بعضی ها نوشته بودند " اسلحه در برابر اراده مردم"!!

یه سؤال ; اگر مخالفین آقای احمدی نژاد هم چنین برخوردی با ایشان می کردند آیا این عده باز می نوشتن  اسلحه در مقابل اراده مردم ؟ مثلا یکی بیاد بگه شما این دو را با هم مقایسه نکنید .آقای کروبی منافقه !  آقا بالفرض که قبول کنیم این آقا منافقه ، یه سؤال دیگه پیش می آد و اون هم اینکه آیا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه معصومین علیهم السلام در روش حکومت داریشان ، با منافقین چنین بر خورد می کردن  ویا به اصحابشان که نفاق منافقین برایشان ثابت شده بود ، آیا اجازه ضرب و شتم میدادن ؟ پس  این نه سیره معصومین و نه سیره متشرعین بوده  ،  آن هم در حکومت اسلامی . اگر چنین حرکتی در زمان مراجع گذشته و در حکومت غیر اسلامی افتاده بود  ،  عده ای کفن پوش به خیابانها میریختن  و شعار "وا اسلاما ... سر میدادن . این هتک حرمتها را چه کسی باید جوابگو باشد؟ اگر می گویید کروبی مرتد شده ، خیلی خُب ، اورا محاکمه اسلامی کنید و پس از اثبات ارتداد وی او را بکشید. کما اینکه در گذشته هم چنین بود. اما شکستن حریم لباس روحانیت ، نه !

عده ای ارازل و اوباش به هرنامی راحت در یک نمایشگاه  که جای تأسف است امنیت آن تأمین نشده  چنین هتاکانه به یک فرد وحشیانه هجوم برده و او را مضروب کنند و وقتی که محافظین واکنش نشان می دهند  می گویند " اسلحه در برابر اراده مردم " !!؟؟

کدام مردم ؟ مردم که گوش به فرمان رهبرند. با رهبرند . در کنار رهبرند . نه یک قدم عقب تر و نه یک قدم جلو تر. آیا این ارازل و اوباش را می توان از مردم خواند.؟ مردم که تابع ولایتند . آیا رهبر دستور چنین کاری را به این ها داده اند یا این گروه  احمدی نژادیسم ِضد نظام و امام و رهبری  ،  برای تسکین هواهای نفسانی خود چنین بی فرهنگی را در جهان از خود به نمایش میگذارند . نمایش تنفّر  بجای منطق و محبت اسلامی . نمایش توحّش جاهلیت در قالب تمدّن غنی اسلامی .


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۸/۳ توسط سید مرتضی

 

موارد مورد نیاز:

یک آدم ، فرقی نمی کنه چه ویژگیهایی داشته باشه. دشمن ، اونم فرقی نمیکنه خارجی باشه یا داخلی ویا حتی فرضی . امکانات ، هر آنچه که از مال و جان و عرض و آبرو که در داخل کشور  و یا خارج کشور ممکن است قابل دسترسی باشد. اما قاعده بازی ، این بازی قانون و قاعده خاصی ندارد . اگه قدرت در دست شماست ، آنچه را دوست دارید مخاطب بدونه رو مطرح کنید و البته آنچه را که مخاطب دوست داره بدونه رو نه حقایق و واقعیــّات رو[ اصل عوام زدگی ] . چنانچه اشتباهات شما رو به رشد است و دوست ندارین که مخاطبین شما از آن بوئی ببرن ، راه های متعددی وجود داره ، یکی از اون راه ها وجود دشمن است . فرقی نمیکنه که وجود خارجی داشته باشه یا وجود ذهنی ، آن وقت اونو مانع اجراء صحیح برنامه های خود ، به مخاطبین  معرفی کنید و ازشون بخواهید که علیه اونا اردوکشی کنن . بهتره دراین زمینه دشمن فرضی باشه چون ممکنه واکنش نشون بده و جسارتا موی دماغتان بشه ! البته اگر دشمنی هم پیدا نشد، میشه دشمن تراشی کرد. بالاخره باید یکی پیدا بشه که کاسه کوزه های ندانم کاری های شما  رو روسرمبارکش شکست . مثلا  منتقد ین ، سوژه های خوبین. با اندک بزرگنمایی دشمنان خوبی از آب در میان ، آنوقت میشه افکار عمومی را علیه اونا تحریک کرد و اونا رو با مردم درگیر کرد و شما با خیال را حت به ندانم کاریهای خود  ادامه دهید. روش دیگرخارج کردن منتقد ین ، ‌روش تطمیع آنهاست . اگه منتقد قدری سُست باشه راحت خودشو توی این روش میبازه و قَلمش در قالب انتقاد ، از شما تمجید میکنه و در واقع یکی از بهترین شیوه هایی است که به وسیله آن میشه اشتباهات رو توجیه کرد و در برخی از موارد هم آن را ضروری جلوه داد . روش دیگه تهدیده ، البته این روش نیازمند مقدماتی است که بدون آن خوب جواب نمیده و اون هم اینکه شخص مورد نظر رو باید مثل بادکنک خوب باد کرد ، اونوقت اگه به خواست شما تن درنداد ، میشه فقط با یه سوزن اونو تهدید به ترکاندن کرد. اون هم  چون میدونه اگه یه سوزن بهش بخوره میترکه  و صداش تمام عالم رو فرا میگیره ، مجبور میشه به خواست مشروع یا نامشروع شما تمکین کنه !  یکی از روش های باد کردن شخص اینه که  اونو آنقدر احترام کنین تا او در قالب احترام ، حس خود برتر بینی بهش دست بده و یه وجهه ای در اجتماع پیدا کنه . اونوقت اگه هماهنگ نبود میشه بادوستان گروه فشار، یک برگ  سفید جلوش قرار داد و ازش خواست که  خواسته های شما رو در آن بنویسه وپایان هر جمله رو امضاء و اثر انگشت کنه  که اگه مقاومت کرد  خیلی آبرومندانه وبا احترام اونو تهدید کنید که در سطح جامعه فاش میشه که ایشان با فلان خانم نه چندان محترم رابطه نامشروع داره  ویا اینکه توی خونه اش مهمات جنگی پیدا شده که قصد براندازی نظام رو داشته ویا اگه خیلی خاطر مبارکشون رو بخواین ، مواد مخدر حربه خوبیه ، وصله جاسوس بودن هم می چسبه . البته موارد دیگری هم وجود داره که به جهت بد آموزی از درج آن خود داری میکنیم . اینها مواردی هستن که  اگه قدرت در دست شما بود و بخواهید اشتباهات بوجود آمده را مخفی یا توجیه کنید، کاربرد داره اما اگر اصلا قائل به اشتباه نیستید قاعده بازی عوض میشه در واقع  میتونید یک مشکل مدیریتی رو تبدیل به یک بحران ملی کنید و خیالتون راحته که حالا حالاها همه مملکت ، از اون طفل شیر خواره تا اسکلت های داخل گور در گیر هستن و تابخواهند از این درگیری ها فارغ بشوند ، به سلامتی  وقت بازی  شما تمام شده و برنده بازی از زمین خارج میشوید. البته اگه بازی به نیمه دوم یا وقت اضافه کشیده شد ، اگه خونی هم از دماغ کسی هم جاری شد  ویا توی جایی مثل کهریزک جهت تنبه و عرفان محبوس بشوند، جای دوری نمیره البته باید توجه داشت که داور بازی متوجه نشه والا کلاس بازی تعطیل میشه . حالا اگه برای باقی موندن توی بازی از آبرو و حیثیت بیرون گودی ها هم خرج بشه چیز مهمی نیست فوقش خلاف گفته ها تون ثابت بشه که اون هم اگه صلاح میدونین با یک عذر خواهی خشک و خالی  میشه همه چیز رو ماست مالی زا سیون کرد. هر جا هم کم آوردین براحتی صورت مسئله رو پاک کنید و اگر میخواهید صورت مسئله را یرای دیگران باقی بگذارین  ظاهرش رو طوری سخت جلوه بدید که مخاطبین وحشت کنن ، بعد جهت تضعیف روحیه طرف مقابل بگویید درسی سال گذشته کسی نتونسته این مسئله رو حل کنه البته بدون مدرک صحبت نکنید که مدرکتون رو باطل میکنن و به طور کلی اگه بخواهید برنده بازی باشید باید نذر کنین  وبرای قبولی نذرتان باید قربانی کنین . بهتر است قربانی  یک شخصیت دینی سیاسی باشه که هم از چشم سیاسیون بیافته و هم از چشم دینیون و صد البته  به جهت اینکه یک زهر چشمی هم از بیگانگان بگیرید درقالب تهد ید و تحقیر چهارتا بد و بیراه هم به اونها گفته بشه بی تأثیر نخواهد بود مثلا بگید که امپراتوری شما رو امروزه دم کوزه هم بگذاری  کسی آب کوزه رو نمیده بخوری . چه میدونم ... بگید اگه توی بازی ما دخالت کنن میدیم فرزین گوش بر گوشتون رو ببره و از این جور حرفا دیگه  و از همه مهمتر... بگم !... بگم !... نه نمیگم، باشه به موقعش بگم که مطلب شهید نشه.                                                                                                      ادامه دارد...

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٧/٥ توسط سید مرتضی

بسمه‌تعالی

حضرت آیت‌الله العظمی مکارم‌شیرازی (مدظله)

سئوال: چه می‌فرمایید درباره کسی که خود را از دوستان مردم اسرائیل شمرده تا آنجا که در روزنامه‌های صهیونیستی او را به عنوان دوست خوب صهیونیستها خطاب کرده‌اند و در بعضی از جلسات قرآن را به صورت توهین‌آمیزی وارد مجلس عمومی کرده و عبادت عظیم اسلامی حج را همردیف گردشگری و صنایع دستی شمرده و امور دیگری از این قبیل آیا این چنین کسی صلاحیت تصدی مناصب مهم دولت اسلامی را دارد؟ به خصوص این که قاطبه متدینین و خبرگان نظام با این تصدی مخالفند.

بسم‌الله‌الرحمن الرحیم

جواب: تصدی چنین کسی قطعاً مشروعیت ندارد و اگر خطایی در انتصاب مزبور از سوی بعضی از مسئولین محترم سر زده لازم است هر چه زودتر اصلاح گردد و صد البته اگر مقامات عالی نظام تذکر داده باشند و فراموش نباید کرد که مدیران خوب کسانی هستند که شجاعت اعتراف به اشتباه را دارند و می‌‌دانند مقاماتی که به آنها سپرده شده متعلق به مردم است و آنها باید نهایت امانتداری را رعایت کنند و مصالح اسلامی را در نظر بگیرند.


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٦/٢۸ توسط سید مرتضی

 


طبق قانون اساسی ایران در صورت فوت، عزل، استعفا، غیبت یا بیماری بیش از دو ماه رئیس جمهوری و یا در موردی که مدت ریاست جمهوری پایان یافته و جانشین او به هر دلیلی هنوز انتخاب نشده و یا امور دیگری از این قبیل، معاون اول رئیس جمهوری مسئولیت‌ها و اختیارات رئیس جمهوری در ایران را تا زمان انتخابات که باید در کمتر از 50 روز برگزار شود، بر عهده می گیرد.

پست معاون اول رئیس جمهوری در ایران در جریان اصلاح قانون اساسی در سال ۱۳۶۸ به قوه مجریه افزوده شد.

حسن حبیبی اولین معاون اول در تاریخ ایران است که این سمت را ۱۲ سال در اختیار داشت.

در دولت دوم محمد خاتمی، محمدرضا عارف معاون اول رئیس جمهوری شد.

در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی، با تغییر پروتکل های تشریفاتی، معاون اول رئیس جمهوری ایران هم رتبه نخست وزیر قرار گرفت و از این پس سفر نخست وزیر کشورهای مختلف به ایران با استقبال رسمی و میزبانی معاون اول رئیس جمهوری برگزار شد.


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٦/٢۸ توسط سید مرتضی

چون نوبت به خلافت علی علیه السلام رسید ، از خلفای راشدین یاد مینمود و از مقاطع مثبت و منفی آنها منصفانه سخن میگفت که اینک به نمونه ای از آن اشاره می گردد:

 

(( لله بلاد فلان، فقد قوّم الاود، و داوی الحمَد ، و اقام السنـّـة ، و خلّـف الفتنه ، ذهب النقیّ الثوب ، قلیل

العیب... رحل و ترکهم فی طرق متشعبـّـة لا یهدی فیها الضّال ، ولا یستیقن المتهدی ))نهج البلاغه / خطبه ٢٢٨


(( خدا وند شهرهای عمر بن خطاب را برکت دهد ، او کجی ها را راست کرد، و بیماریها را معالجه نمود ، و سنّت را بپا داشت ، و تبهکاریها را پشت سر انداخت ، پاک جامه و کم عیب از دنیا رفت. ولی باکمال تأسف در اثر باز کردن راه های گوناگون ، مردم را متحیّر و متشتــّت گذاشت طوری که گمراهان در آن هدایت نمی یابند و هدایت یافتگان به یقین نمیرسند!!)

   سخنی با عزیزان منتقد :

این سیره عملی امام علی علیه السلام است . اگر کسی خود را منتقد میداند و رهرو  اهل بیت علیهم السلام  باید اینگونه باشد . دیدید که امام در باره چنین فردی چگونه انصاف را رعایت کردند . من و شما که در باره انتقاداتمون از طرف مقابلمون ، مصائبی مثل امام علی علیه السلام بر ما وارد نشده  پس چرا کاسه داغتر از آش بشیم . از قدیم گفتن ادب آداب دارد .نه تنها ادب ، بلکه بی ادبی هم آداب دارد .


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٦/٢۸ توسط سید مرتضی
Blog Skin